حمد الله مستوفى قزوينى
309
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
فرستادن رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، لشكر را به جنگ بنى سليم به شهر مدينه درون مصطفى * بهسربُرد چندى به امرِ خدا به هشتم رسيد اندر اين حال سال * نبى كرد كوشش به كارِ جدال فرستاد سيّد سپه پنج جا * دليران و گردانِ رزمآزما نخست عبد اللّه رفت سلمى « 1 » نژاد * به دو مصطفى كرد از اينگونه ياد : 6550 « روان كن به جنگِ سليمى سپاه * كه كردند چل يارِ ما را تباه » روان گشت عبد اللّه رزمزن * هميدون ز اصحاب پنجاه تن به پيكار قوم سليم آن سپاه * برفتند چون باد پُويان « 2 » به راه چنان نابيوسان « 3 » شدند آن سران * كه كس را نبود آگهى اندرآن گروهى سليمى شب تيرهرنگ * ز جايى همىآمدندى ز جنگ 6555 پريشان فتادند بر طرفِ راه * كم از كافران بُد مسلمان سپاه همه كشته گشتند در كارزار * بر ايشان شبِ تيره شد كارزار ز اسلام جز عبد اللّه كس نجَست * دگر گشت در جنگِ آن قوم پست ( 140 ) گريزان برفت او بَرِ مصطفى * از اين كار داد آگهى مرورا دل مصطفى زاين خبر شد نژند * كه ديد از سليمى دو نوبت گزند فرستادن رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، لشكر را به جنگ بنى ملوّح 6560 دؤم غالب ليثى « 4 » نامدار * به جنگ ملوحى برآراست كار صد و سى كس از لشكر مؤمنان * برفتند با او دمان و دنان به جنگ ملوحى به نزديك كوه * كه بودندى اين جايگاه اين گُروه
--> ( 1 ) ( ب 6549 ) . در سيرت رسول اللّه : ابو العوجاء السّلمى ( در فهرست همان كتاب : ابن أبى العوجاء السّلمى ) ( ص 1080 ) . ( 2 ) ( ب 6552 ) . در اصل « پويان » با « پ » آمده است ، به خلاف معمول رسم الخطّ نسخه . ( 3 ) ( ب 6553 ) . در اصل : تاننوسان شدند . ( 4 ) ( ب 6560 ) . غالب بن عبد اللّه الكلبى ؛ ملوحى : بنى ملوّح .